اخلاق در تکواندو

وقتی سخن از اخلاقیات به میان می آید همه ی ما یک چیز ساده را به یاد می آوریم: انجام کار نیک و دوری از کار زشت.

یک هنرجوی پای بند به اخلاقیات تکواندو در برابر آنچه زشت است می جنگد و سعی می کند همیشه کاری را که درست است انجام دهد ولو اینکه به ضررش باشد چون انجام دادن کار درست همیشه رایج نیست و همیشه تحسین دیگران را بدنبال ندارد. انجام کار درست گاهی اوقات موجب نکوهش می شود و گاهی ممکن است موجب خسارت مالی و حتی گاهی جانی شود. اگر کسی زندگی ای پای بند به اخلاقیات داشته باشد به وعده ای که قبل از آمدن به دنیا به خداوند بزرگ داده ، وفا کرده است و در غیر اینصورت در برابر پروردگار بدقولی کرده و چه چیز بدتر از این…

زندگی اینگونه نیست که همیشه بر وفق مراد ما باشد. همه دوست دارند جهان پر از صلح باشد اما این به حقیقت نخواهد پیوست تا روزی که موعود ظهور کند. در حال حاضر حقیقت این است که شیطان وجود دارد و هرگز از بین نخواهد رفت. تا زمانی که شیطان هست، جهان پر از صلح نخواهد شد.

دشمن کسی است که بدنبال جنگ است و صلح طلب کسی است که از آن جلوگیری کند. اما کسی بعنوان صلح طلب واقعی وجود ندارد. چه بخواهیم و چه نخواهیم خشونت خویی است که خداوند بزرگ در هر انسانی قرار داده است. این خشونت می تواند بروز خارجی کند مثلا یک دعوا. و میتواند در درون انسان باقی بماند مثلا عصبانیت درونی که در اسلام به آن کظم غیض می گویند و از رفتار پسندیده در اسلام است. تفاوت بین دشمن و صلح طلب در چگونگی عملکرد همین خشونت است : درونی یا بیرونی. به عقیده ی دشمن چیزی بنام ( هرچه اتفاق افتاد) وجود ندارد، بلکه (هرچه من بخواهم) است. ولی به عقیده ی  صلح طلب زندگی مسیری است بین تولد و مرگ که راه فراری از این مسیر نیست و دیر یا زود این مسیر بپایان می رسد.

از آنجا که قوه ی خشم در همه ی ما هست ، ما باید یاد بگیریم که با آن چه کار کنیم و هدف تکواندو جز آموزش این نیست. بعضی می گویند بهترین راه نادیده گرفتن خشونت و عبادت کردن است که با این کار خشونت از بین می رود. بعضی دیگر هم خشونت را ” کار ابلیس ” میدانند و میگویند تلاش برای کنترل آن بی فایده است. اینها عقایدی خطرناک و ویرانگر راجع به خشونت هستند. اگر خشونت نادیده گرفته شود، روزی مانند نیرویی که در آتشفشان ذخیره شده فوران خواهد کرد و خشونتی خیلی بدتر را رقم می زند. برای شناخت صحیح صلح، افراد باید مسئله ای به نام خشونت را باور کنند. صلح بدون خشونت غیرممکن است چون خشونت همیشه بد نیست همانطور که صلح همیشه نمی تواند خوب باشد. مثلا استفاده از خشونت در برابر متجاوزین بد نیست همانطور که زندگی کردن با صلح در برابر آنها به معنی تسلیم شدن در برابر آنهاست.

اگر شما در برابر حمله ای از خود دفاع نکنید شما باعث صدمه به خود، جامعه ی خود و حتی متجاوز می شوید. مقاومت نکردن یعنی اجازه دادن به دشمن برای آسیب رساندن به شما. وقتی شما متجاوز را متوجه اشتباهش نکنید قطعا به او آسیب رسانده اید چرا که او مسلما بار دیگر این کار را تکرار می کند. کارهای شیطانی او ادامه خواهد داشت چون شما خیلی خودخواه بودید و ریسک این را او را متوجه اشتباهش کنید به جان نپذیرفنید. حال اگر مقاومت کنید، چه موفق شوید و چه نشوید به متجاوز یاد داده اید که شیطان همیشه پیروز نیست و البته نکته ی مهم این است که اگر در دفاع از خشونت بیش از حد استفاده کنید شما با کارتان به شیطان که میخواهد در دنیا صلح نباشد کمک کرده اید.

تنها استفاده ی منطقی ، قانونی و اخلاقی از خشونت برای دفاع از خودتان یا دیگری در برابر حمله ایست که فرد دیگری انجام داده. قانون و قانون انسانیت از شما میخواهند هرجا لازم نیست اصلا از خشونت خود استفاده نکنید.

گاهی اوقات ممکن است بدانید مقاومت باعث کشته شدن شما میشود اما شما باید این کار را انجام دهید چون انسانیت حکم می کند. مثلا زمانی که فرزندتان را تهدید به مرگ کرده اند. در چنین شرایطی اگر شما کاری نکنید و کودک کشته شود حتی اگر خودتان زنده بمانید تا ابد دچار عذاب وجدان میشوید و دیگران هم شما را سرزنش خواهند کرد.

گاهی اوقات نیز، اگر مقاومتی از خود نشان ندهید کشته می شوید. مثلا اگر کودکتان تهدید به مرگ شود و شما کاری نکنید، هم کودک کشته میشود و هم خودتان ممکن است کشته شوید. فقط خانوادتان می مانند و آبروریزی شما.

اگر در مواقع پریشان، برای حفظ جانتان، قید کار شرافت مندانه را بزنید، ممکن است زندگی که برایتان می ماند، هم برای خودتان و هم برای خانواده تان از مرگ بدتر باشد. این ممکن است خیلی ناخوشایند بنظر برسد، اما شما به فرموده ی امام حسین (ع) و همچنین حکم عقل، مرگ شرافتمندانه را بر زندگی ننگ بار ترجیح دهید. مرگ هم درست مانند تولد، بخشی از فرآیند زندگی است. مرگ همیشه بدترین چیز نیست چرا که زندگی با شرمندگی و ننگ خیلی بدتر از آن است.

مشت محصور تکواندو

مشت محصور تکواندو، نیرو و قدرت ویرانگر آن را نشان می دهد و مشت باز نشان دهنده ی عواملی است که جلوی بروز این قدرت را میگیرند، مثلا: اخلاقیات، سوگند یادشده و عقاید انسانی. همه ی فرم های تکواندو، با حالت آماده باش شروع میشوند که البته آماده باش بعضی از آنها بصورت مشت محصور است. مشت محصور نماد قدرت مهارشده ی تکواندوست. این قدرت وقتی رها شود میتواند بسیار ویرانگر باشد و ما تمرین میکنیم تا قدرتمان را افزایش داده و بتوانیم آن را آزاد کنیم. البته هدف تمرین مهار کردن این قدرت و فقط استفاده ی از آن در دلایل انسانی است نه در راه ناحق. مشت باز که مشت بسته را گرفته نماد مهار این قدرت توسط ما است. اخلاقیات دریچه ایست که قدرت تکواندو را مهار میکند و اگر آزاد شد، تعیین میکند چقدر و تا چه زمانی آزاد باشد و زمانی که انسان حق خود را از متجاوز گرفت دوباره این نیرو را مهار میکند.

همانطور که در بالا توضیح داده شد، خشونت ممکن است خوب و ممکن است بد باشد. شما به عنوان نه تنها یک هنرجوی تکواندو بلکه بعنوان یک انسان که که پس از پانهادن به این دنیای فانی با خداوند خود عهد کرده، باید از خشمتان در راه انسانیت و حق طلبی استفاده کنید.

منبع : teak won do-dezfol.blogfa.com